من سکولار نیستم و معتقدم نسخه سکولاری برای جامعه ایرانی که عمیقا باورمند به دینش است قابل پیچیدن نیست و جواب نمیده.تجربه و تاریخ هم بارها ثابت کرده.
از طرفی عمیقا معتقدم دین اگه پویا و زنده باشه همیشه از علم بشری جلوتره .مگه نه اینکه پیامبران خداوند هر جا در مقام زمامدار و حاکم بودند جامعه شان پیشرفته تر از جوامع دیگر روزگارشان بود؟
مدل حکومت سلیمان نبی و حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) رو اگه بررسی کنید از نحوه امور اقتصادی تا سیاسی و حقوق بشر و عدالت و رفاه اجتماعی اصول پیشرفته در عین سادگی داشتند.اون مردان خدا که سکولار نبودن!
مهاتما گاندی حرف قشنگی میزنه: ما در سیاست هم باید کاری کنیم که سلطنت خداوند جاری بشه.
البته محقق شدن کامل اون فکر میکنم همون تحقق وعده خداوند در آخر زمان و ظهور منجی بشریت (عج)است.
اما مشکل اینجاست که بعضی ها با ریاکاری و سوء استفاده از اسم دین حتی در رده های پایینی حکومتی باعث لوث شدن مفاهیم والای مذهبی میشن.مثلا برای توجیه خودشون بجای منطق آوردن و قانع کردن طرف مقابل تابلوی مذهب رو میگیرن بالای سرشون که کسی جرات نکنه بگه : ببین تو اشتباه نمیکنی؟
در نتیجه ذهنیت خیلی ها به موضوع دین عوض میشه.حالا کار نداریم که اون ذهنیت هم خیلی عمقی نبوده که اینجوری عوض میشه.
همین دیروز در وبلاگ یک بنده خدایی خوندم که برای توجیه نظرات شخصی خودش در مورد یک روزنامه خاص از سخنان مقام معظم رهبری کد آورده بود.به این ترتیب عملا اون روزنامه رو مقابل نظر رهبر معظم قرار داده بود.این کار یعنی چی؟ چرا فوری میآین نظراتتونو به سخنان رهبری میچسبونین؟ از کجا میدونین که نظر آقا همون چیزی است که شما میگین؟ اینجوری مثلا میخواین از رقیب امتیاز گیری کنین؟
متاسفانه نمیشه خیلی از مصداقها رو گفت.اما نمیدونم شایدم گفتیم....!!!![]()
در وبلاگ بوی خاک یزدان پناه خوندم که احتمالا هم میهن رفع توقیف میشه!!!!!!!!!!
این علامتهای تعجب واسه همینه!
متاسفانه بازم یک سانسور چکشی
(این مربوط به وقتی است که چکش خورده تو سر !)
متعاقبش یه شوک به مطبوعات و افکار عمومی
و بالا رفتن فشارخون
(خوب اینم یه راه تخلیه فشار های روانیه! من چیکار کنم!!)
و بعد که اوضاع خوب بیریخت شدُ.... رفع توقیف!![]()
حالا بیابید پرتقال فروش را.![]()
اگه یه چند قلم دیگه ارشاد از این شیرین کاریها بیادکه داره میآد تبلیغات بسیار خوبی برای انتخابات آینده میشه .واسه کی؟ واسه کسی که هرندی ازش دفاع کنه!! آقا خوب داری دفاع میکنی.خووووب!!!!(به لهجه فرید تو سریال بدون شرح بخونید)
سکانس دوم:
علی یونسی چند وقت پیش گفته بود که ما فاقد قانون امنیت ملی هستیم و اینکه نباید هر موضوع ساده ای را امنیتی اش کرد چون یه موضوع اجتماعی ساده به بحران امنیتی تبدیل میشه و هزینه ها اضافه میشه.
نمیدونم چرا خود آقای یونسی زمان وزارتش اینکار رو نکرد یا حداقل پایه ریزی نکرد اما واقعا چنین قانونی ضرورت داره. این نمیشه که افراد حتی جناب وزیر ارشاد که به نوعی پدر خوانده مطبوعات است و معاون رسانه ای رئیس جمهور به این راحتی مطبوعات منتقد را به کودتا چی و هوچی گر و.... متهم کنند .اونم به مواردی که نه فقط امنیت شغلی که زندگی طرف رو به مخاطره میاندازه! واقعا بر چه اساس و معیاری میشه نسبت کودتاچی به مطبوعات داد؟
آیامصداق قانونی در این زمینه وجود داره؟
من که نمیدونم اما اینو شنیدم که اولین بار شبیه این لفظها در مورد کودتای رسانه ای رو خانم رجبی بکار برده بود.
قابل ذکر است غروی در واکنش به حرف رجبی که روزنامه جمهوری اسلامی رو جمهوری اسرائیل خوانده بود گفته که این ادبیات چندش آوره و کسی محل نمیذاره که جواب بده یا برخورد کنه.
سکانس سوم:
آن هم از نوع خزنده و نرم.
.......********!!!!!!!!!٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امید عرب:
هر روز داخل روزنامه ها می خونیم که جناب آقای خاتمی برای ریاست جمهوری کاندیدا نمی شند و کلی هم منت می زارن که جای کسی رو نمی خوان تنگ کنند!!!!!!
من بچه شیراز هستم . بهتره همه بدونید که همین آقای خاتمی اصلاح طلب داره واسه ریاست جمهوری کار می کنه . . . تمام شهر شیراز پر شده از عکس جناب آقای خاتمی .... در هر جای شیراز بنرهای بزرگی نصب شده و بعلاوه ی عکس آقای خاتمی زیر آن بزرگ نوشته شده اصلاح طلبان فارس!!! بهتره بدونید که آقای خاتمی به اسم شرکت در مراسم ولادت بانوی هر دو جهان شهر شیراز را فضای انتخاباتی بخشیده... سر بیشتر چهارراه ها عکس آقای خاتمی رو داخل ماشین می اندازند ........ من به عنوان یک دانشجوی شیرازی که به واسطه ی خانواده ام از مسایل سیاسی خوب سر در میارم و در شهری زندگی می کنم که بیشترین رای را به آقای خاتمی دادند میگویم که 8 سال آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود برای کشور ما چه کاری انجام داده اند ؟؟؟ جز این بوده که انرژی هسته ای ما فاش شد ؟ جز این بود که زندانیان سیاسی تحت الحمایت آمریکا از ایران فرار کردند؟ جز این بود که به واسطه ی آزادی بیان به نحوی آزادی های غیر مشروع به بار آوردند ؟ جز این بود که در آخر فعالیت رئیس جمهور وزرایی که مدرک جعلی داشتند مشخص شد؟
صفا:
من خودم به شخصه خاتمی را بخاطر ادب و متانتش دوسش دارم.طبیعتا هر گلی بی خار نمیشه الا خدا.
خاتمی فضایی مناسب بوجود آورد که متاسفانه بعضی ها از هولشون بهش گند زدن.میتونست خیلی خوب بشه اما بعضی ها نذاشتن. چه از اینور دیوار چه از اونور دیوار(چپ و راست)خاتمی در زمان خودش چند تا کار اساسی کرد مثل سروسامان دادن به کارهای مخفی وزارت اطلاعات. یکسان سازی نرخ ارز. صندوق ذخیره ارزی.پایین اوردن تورم.متعادل شدن وجهه ایران در افکار عمومی جهان که خواهی نخواهی لازم داریم. و ....اینکه الان چه میکنه نمیدونم باید دید .....به هرحال آدما میتونن فرق کنن یا بهتر بشن یا بدتر. یا متعالی تر یا پایین تر .باید دید.
اما معتقدم چپی یا راستی باید به مسیری برای رفتن تبدیل بشه نه اینکه آدمها تبدیل به ریلگارد اون مسیر ها بشن به جای اینکه ازش عبور کنن.(البته ربطی به خاتمی نداره اما تو گلوم گیر کرده بود!)
سکانس دوم
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با صدور بيانيه اي ضمن اعتراض به "اعمال سانسور و خودسانسوري حکومتي" از
((( جدیدترین اظهارات جناب وزیر ارشاد ))) سکانس سوم: یه جک بگم؟ مخفف سی.ان.جی چی میشه؟! ...... یعنی :سوخت نداریم جیگر!!
![]()
![]()
![]()
با با این همه از عواقب سانسور چکشی گفتیم کسی نیست گوش بده؟!!!![]()
![]()
بابا یکی تو ارشاد این وبلاگها رو رصد کنه!!!البته نه به قصد فیلتر!!!!!!![]()
فاطمه رجبي تا قبل از دوسال پيش نام آشنا نبود اما در طي اين مدت بواسطه خودش و نه انتسابش به آقاي الهام مشهور شد!اون هم بخاطر حكم هاي تند و تيز و يكطرفه اي كه براي مسئولان رده بالا يا چهره هاي شاخص صادر میکرد و ميكند! اما اينكه چرا كسي بهش نميگه بالاي چشمت ابروست بعضيها ميگن اين بخاطر انتسابش به آقاشونه!![]()
نحوه انتقاد كردن فاطمه رجبي از نوع انتقاداتي است كه من بهش انتقاد دارم و اين انتقاد را در قالب چند سوال بيان ميكنم:
- خانم رجبي چي شد كه از دو سال پيش و چرا منتقد جدي بعضی ها شدين؟
- از بابت انتقادات گزنده اي كه نسبت به مقامات و رجال سياسي مثل هاشمي،خاتمي و ضرغامي كردين،
انتقادات شما مثل محاكمه و حكم دادن و اجراي حكم است حتي تا تير خلاص هم ميرود. آيا شما واقعا هيچ نكته مثبتي در آن افرادي كه بهشون انتقاد (كه چه عرض كنم!!) دارين نميبينين؟![]()
- من تابحال سراغ نداشتم در اين مدت جندين ساله نسبت به خانمي اينگونه كه به شما در طنزها و هجويات وبلاگي حمله ميشود،پرداخته شده باشد وعلتش را هم سبك و نحوه اظهار نظراتتون ميدونم كه همانطور كه گفتم انگار تير خلاص ميزنين به طرف!! اما در اين مورد به سبب خانم بودن شما رگ غيرتم ميزنه بالا اما متاسفانه از هر دو طرفش (گوينده و شنونده) من وسط پيازم و کاری از دستم بر نمیآد!!!
- بعضیها می گن يكي از مواردي كه باعث هجمه به دولت نهم ميشه همين لحن گزنده و شوك آور شما نسبت به رجال سياسي و ارشد نظام است.شنیدین میگن بد دفاع کردن.....؟!
- جدا نگرانم كه اين نوع گفتمان- انتقاد بدون رعايت انصاف و يكسره تحقير آميز و همراه با بغض-
رسما شيوه مرسوم انتقاد حتی در سطوح رسمی بشود و حرمتها بيش از پيش شكسته شود.
(در آخرين مطلب خانم رجبي در سايتش به خاطر يك نظر سنجي راديويي ايشان تقریبا آقاي ضرغامي را به باد كتك گرفتند!)
- آيا واقعا و انصافا شما هيچ نكته مثبتي در عملكرد ضرغامي نمي بينيد؟حتي در پوشش دادن سفرهاي استاني؟يا ابتكارات جالب و كوچك سيما كه باعث شد ملموس تر ياد امام و ديگر عزيزان و خاطرات دو دهه پيش زنده بشه نكته مثبت نيست؟از طرفي مگه ضرغامي بايد ريز حرفهايي كه تو راديو و تلويزيون گفته ميشود را شخصا نظارت كنه كه حالا اینجوری باهاش برخورد میکنین؟
- از اون گذشته انتخاب آقای ضرغامی مستقیما توسط رهبری صورت میگیرد.شما با اینجور انتقاد کردن در واقع دارین انتخاب را زیر سوال میبرین نه انتخاب شونده رو.متوجه هستین؟
بی آبرو کردن انتقاد نیست.
در انتقاد هم میشه و باید که عفت کلام رعایت بشه.
در این چند روز مطالبی که تو وبلاگها خوندم در مورد ماجرای ذست دادن آقای خاتمی با خانمهای ایتالیایی -اصلا نمیخوام راجع به صحت و سقمش یا ردش دلیل بیارم چون که به اندازه کافی بقیه آوردنـ - چیزهایی که خوندم تو بعضی موارد زشت و زمخت و توهین آمیز بود چه در طرفداری از خاتمی چه علیه خاتمی.
خیلی هاش انتقاد نبود فقط دعوا کردن بود.
و اینه که دعواهای ما هی ادامه داره و هنوز ختم به خیر نشده.
مثال۱: توقیف روزنامه شرق وتوقیف موقتش
کسی یادش میآد چرا شرق توقیف شد؟.....من که یادم نیست .چاپ دوباره اش هم خیلی سروصدا نداشت اما توقیفش مث توپ صدا کرد.چاپ دوباره شرق و رفع توقیف نشون میده علت جوری نبود که بخواد لغو امتیاز بشه .اما شکل برخورد که خیلی ها دقیقا منتظر اینجور برخوردها هستن تا بادکنک بترکونن!!باعث شد این جمع بندی در افکار عمومی حاصل بشه:
- دولت مخالفاشو تحمل نمیکنه.
- وای وای وای ارشاد سانسورگر سانسورچی. عجب خشنه این ارشاد!
- شرق تبدیل به یک قهرمان مظلوم میشه!
- هر هفته نامه و مجله ای که واقعا هم مشکل جدی با نظام داره و علیه اصول نظام حرف میزنه میره توصف مظلومان حقوق بشر!(یه چرخی تو اینترنت بزنید!)
انتقاد خلاق: وقتی میشه شرق بعد از مدتی رفع توقیف بشه چرا از اول توقیف چکشی؟جور دیگه ای نمیشد تذکر داد؟
مثال۲:سایت بازتاب
برهمگان واضح و مبرهن است که بازتاب رو یه سری بروبکس ارزشی و بچه مثبت در میآرن.(حالا اگه به دولت نهم هم گیر میده ولی خوب راستیه!)
و اما وقتی افکار عمومی بلند فکر میکنه:
- اگه هدفتون بستن بازتاب بود که کسی نبینه و نخونه....ببخشیدا....کشک!فیلترشکن بدم خدمتتون؟!
- دولت تحمل هیچ انتقادی رو نداره حتی اگه طرف راستی اصولگرا باشه!
- دولت انحصارگراست.(سعید ابوطالب،نماینده مجلس به وزیر ارشاد پیله کرده که چرا بازتاب و بستی اما سایتهای بی نام و نشون دیگه رو که به نفع دولت حرف میزنن اما به دیگران فحش میدن رو نبستی؟)
نتیجه آخر: سانسورهای این مدلی عوارضی داره که باور کنید بدتر ازسانسور نکردنه!!
راستی،یاد شهید بهشتی خردمند گرامی باد.برای خودش عندربهم یرزقون شد و برای ما حیف.
تا بعد یا حق
پویا از وبلاگ اندیشه پویا:سلام صفا
آقا بنویس که کی مطلبت رو نوشتی.تو بخش تنظیمات.
ما کوچیک شما هم هستیم.من و نظر کارشناسی؟بابا ما عددی نیستیم.فقط بزرگ جلوه می کنیم.
صفا: پویا جان اولا که کوچیکی از ماست دوما نظرت مثل خودت محترمه سیوما که چشم تاریخ زدم.![]()
از وبلاگ پاتوق: از لینکت ممنون... ماهم شما را لینک کردیم... سانسور اولی که گفتی توی اکثر جوامع مدرن هم اعمال می شه ... اما سانسور اول فقط برای نسل آدم خوارها و مخصوص جوامع جهان سومی مثل ایران یا عربستانه.
صفا: پاتوقی های عزیز خواهش دارم!
اما در مورد کشورهای مدرن اگه منظور آمریکا و اروپاست باید بگم وقتی با دقت نحوه گفتن و ارسال خبرهارو دنبال میکنی میبینی که اونا خیلی هوشمندانه و زیرکانه اعمال سانسور میکنن.در واقع افکار عمومی را به جهتی که میخوان هدایت میکنن.یا با چیزهای دیگه حواسشونو پرت میکنن.اونا حتی با نوع تنظیم خبرو کلمه اینکارو انجام میدن.البته غیر از خبرنگاران و نویسندگان مستقلشون که این استقلال و انصاف شامل صاحبان رسانه هاو بخش اکثریت نمیشود. باورکن رو هوا حرف نمیزنم!!اما مثالهایش خیلی جا میگیره که بگم.
گفتم سانسور داریم تا سانسور.
مثلا فيلتركردن سايتهاي ضد اخلاقي كاملا كار به جا و مثبتي است. علت كار هم براي كسي مبهم نيست و اكثرا هم از اين كار دفاع ميكنند.
يا يه وقتي اخبار مسموم خارجي كه با هدفمندي و به قصد تخريب ساخته ميشود و پايه و اساسي هم ندارد يا بايد قبل از انتشار، سانسور بشود تا باعث متشنج شدن افكار عمومي نشود.يا با تحليل هاي كارشناسي همراه باشه.شق دوم بهتره چون تو دهكده جهاني نميشه چيزي رو براي هميشه مسكوت گذاشت. صدا و سيما در اين مورد نقش حساسي دارد.
اما يكوقتي يه سانسورهايي اعمال ميشود كه علتش براي افكار عمومي و جامعه مبهم است.
مثلا گاهي ديده شده شدت برخورد متناسب نبوده و سانسور كردن برخوردي از موضع بالا و صرفا اعمال قدرت به نظر ميآيد.
در اينجا ميشه اونو به تعطيل كردن برخي روزنامه ها يا بستن سايتي يا ندادن مجوز انتشارات به عده كثيري از ناشران يا اجازه ندادن به برخي ناشران براي نمايشگاه هاي محلي و استاني تعميم داد.نه اينكه مميزي براي كتاب اصلا نباشه.بعضي از كتابها محتواي شيطان پرستي داره.اما از دم تيغ گذراندن همه حتي به دليل فرضا كمبود نيروي كارشناس تبعات خوبي نداره.
آثار و نتايج اين برخوردها در افكار عمومي چيست؟
مردم ميبينند كه ناگهان روزنامه اي بسته ميشود يا موجي از فيلتر هاي سايت هاي مختلف حتي سايتي مانند بازتاب اتفاق ميافتد.اگر پشت پرده چيزي هم باشد در ظاهر همين بستن ها و فيلتر كردنها ديده ميشود و آنچه باقي ميماند، چند علامت سوال در ذهن مردم كوچه و بازار است.
و خدا نكند كه در ذهن مردم سوال هاي بي جواب از عملكرد دولت يا دستگاههاي دولتي و مملكتي باشد. آنوقت است كه تنور شايعه داغ تر از حد معمول گرم ميشود و نانهاي مسموم اش را به خورد ملت ميدهد.شايعه هم ديديد كه چه ميكند و با چه سرعتي پخش ميشود.
حال آنكه با شفافيت (يادش بخير! آقاي خاتمي چقدر روي اين واژه تاكيد داشت!)
و طرح منطقي و استدلالي موضوع نه تنها جايي براي شايعه نميماند بلكه اقتدار دولت هم افزايش مي يابد.
گفتم اقتدار.
انتقاد پذيري نشاندهنده اقتدار است. در حالي كه برخورد از بالا و قهري چنين معنا و مفهومي ندارد.حتي برعكسش را تداعي ميكند.
انتقاد پذيري راه را بر شايعه و انتقاد مخرب بدخواهان ميبندد.
آدم انتقاد پذير،براي حرفها و كارهايش توجيه منطقي و روشني دارد.دفاع محكمي دارد و بنابراين از نقد نميترسد.
در مورد سانسور تو فضاي مطبوعات من باز حرف دارم.اگه فيلتر نشدم تو پست بعدي ميگم!
صفا:حامد جان این یک مطلب ادامه داره که این قسمت اولشه و میخواستم نظرتونو در مورد خود سانسور بدونم.اما در توضیح بیشتر سانسور چکشی به نظرم سانسوری که "ییه هو "!! اعمال میشه و بی مقدمه و کمی تاقسمتی خشن هم هست و انقدر که روش چکشی اش تو چشم میآد علتش به چشم نمیآد.
در فضاي كنوني كه دشمن پشت مرزهايمان اردو زده و رجز خواني ميكند،نامگذاري امسال با عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي تدبير هوشمندانه اي بود كه رهبر به حق فرزانة ما انديشيدند.
درست است كه پاي دفاع از مرز و بوم و عقيده و ارزشهايمان كه باشد با سينه اي آماج گلوله ايستاده ايم همچنانكه 8 سال در برابر ديوانه اي به قدرت رسيده كه شيطان بزرگ و همة نوچه هايش حامي اش بودند،ايستاديم.
اما چرا تا وقتي كه ميشود با كمترين هزينه، بحرانها را مديريت و گذر كرد، اينكار را نكنيم؟
در فضاي كنوني كه مردم به اندازه كافي از شرايط حساس روز در استرس و فشار ناگفته اي هستند، برخي كارهاي قهر آميزي كه در معدود مواقعي صورت ميگيرد، باعث ايجاد فشار مضاعفي در جامعه ميشود. برخوردهايي كه حداقل يكي دو تا راهكار نرمتري هم برايش هست.
آيا فكر نميكنيد اين ايجاد فشار مضاعف به سود ما نباشد؟ آيا نبايد به آرامش رواني جامعه مخصوصا براي ترك نخوردن انسجام و اتحاد جمعي مان اهميت بيشتري داد ؟
منظورم چه جور كارهاي قهرآميزيه؟
يك نمونه اش سانسور از نوع چكشي است.
اصولا سانسور يكي از روشهاي اعمال قدرت محسوب ميشود و البته...... سانسور داريم تا سانسور! (ادامه در پست بعدي)