تبليغاتX
فیلترنشده
"بشارت ده خردمندان را که سخن را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند"

 

حداقل يك دليل براي اينكه براي گناهاني مانند شرب خمر، حد تازيانه در نظر گرفته ميشود اين است كه بدن انسان از وجود ارواحي شرور كه باعث اين كار هستند پاك شود.

در واقع همان شیاطین و جنود شیطان که وسوسه کنندگان نفس به شرّ هستند و در قرآن مجيد از آنان ياد ميشود.

در انجيل نقل شده كه حضرت مسيح(ع) بيماران زيادي را با بيرون راندن ارواح شيطاني  شفا بخشيد. شفای بيماراني که به جنون و ديوانگي مبتلا بودند تا بيرون راندن هفت روح شرير از بدن مريم مجدليه كه زني بدنام و بدکاره بود و بعد ازآن توبه كرده به جمع همراهان مسيح پيوست. مسیح(ع) به اذن خداوند و به نام او ارواح شیطانی را از بدن بیماران بیرون میراند. ارواح شرور در مقابل روحی بزرگ و متعالی چاره ای جز اطاعت و فرار ندارند. اما غیر از این نیز راههای دیگری برای بیرون راندن ارواح شرور وجود دارد از آنجمله روزه گرفتن، سختی کشیدن و تازیانه خوردن است زیرا باعث فرار و بیرون رفتن ارواح خبیث میشود.

 

اعتقاد به وجود ارواح و موجودات شرور خرافات نيست.

 

 مهمترين دليلش آن است كه در كتب آسماني به آن اشاره شده است. چگونه ممکن است پیامبر خدا ، مسیح(ع) کلمه الله از چیزی بگوید و به گونه ای شفا دهد که با پیشرفت علمی بشر خرافه محسوب شود؟

انسانهاي روشن بين میدانند که این موجودات خرافه نیستند چون میتوانند آنها را كه مانند انگل بر هاله انرژيايي انسان چسبيده اند و از انرژي او تغذيه ميكنند ببينند. اطراف ما پر است از موجوداتی غیر ارگانیک(غیر فیزیکی) که در حالت عادی نه صدایشان را میشنویم و نه آنها را میبینیم زیرا دارای ارتعاشاتی هستند که در محدوده ارتعاشات فیزیکی قرار ندارد.برخی از آنها در جهان مربوط به خود هستند و کاری به انسان ندارند و برخی دیگر زندگی انگلی دارند و به انسان محتاج اند.

کسانی که مصّر هستند تطابق علمی این سخنان را کشف کنند باید در فیزیک کوانتوم مطالعه کنند.این بخش از علم توانسته در مورد جهانهای موازی ، قوانین ماوراء الطبیعه و اعمال خارق العاده اطلاعات نسبتا خوبی به بشر بدهد.(در این رابطه اسم یک کتاب خیلی ساده و بسیار مفید از یک پرفسور فیزیک را خواهم گفت متاسفانه الان یادم نیست)

اما در مجال یک وبلاگ فقط به این موضوع میپردازم که بسیاری از ریاضتها مانند روزه گرفتن ، گرسنگی کشیدن و احکام به ظاهر خشنی مانند تازیانه خوردن برای بیرون راندن انگلهایی است که انکار یا ندیده گرفتنشان فقط به استثمار بیشتر ما توسط آنها منجر میشود. بسیاری از صفات بد و غیر خوب که در ما اکثریت ما وجود دارد بخاطر وجود همین ویروسهای روحی و انگلهای نامریی است.

 

چه میشود که ارواح شرور و موجودات غیر ارگانیک انگلی به سمت ما میآیند و میتوانند از انرژی ما بهره مند بشوند؟

آیا ما توان مقابله و دفاع در برابر آنها را نداریم؟

انشاء ا... در پست بعد به آن میپردازیم.

 

پی نوشت: وقتی عزیزان غیر انقلابی شلوار بسیجی را گشاد میپوشند ...

 

+ نوشته شده در  86/06/30ساعت   توسط صفا  | 

به این رو به موت  هوای تازه برسانید

 

عده ای از دوستان خواسته بودند در ارتباط با پست قبلی جزیی تر و مصداقی تر انتقاد کرده و راهکارش را بگویم.به حد بضاعت به چشم؛

 

ما درد بزرگی داریم . جامعه ما از فقر فرهنگی در رنج است. و صادقانه تر بگویم در حال موت است.

اول از نشانه های این درد می گویم:

فحشا بیداد میکند. مرز سنی و طیف قشری و میزان تحصیلات هم نمیشناسد.دختر جوانی میگفت:" پارسال چند دوست جدید پیدا کردم وبا آنها در چند مهمانی شرکت کردم. باید همه از دم مشروب میخوردند!نخوردن مشروب نشانه املی بود.

چه افتضاحاتی که درآن مهمانی ها نمیشد....."

حالا دیگر نه فقط مردان متاهل که خیلی از زنان متاهل نیز برای خود معشوقی دارند. و نه صرفا برای نرد عشق باختن که می خواهند هوس خود را بنشانند یا انتقام از شوهر خیانت کار خود بگیرند یا از بهر خود فروشی به ساز و نوایی برسند یا.....

به چهره نئشه و چشمهای قرمز و ظاهر بی هویت جوانان کوچه و خیابان نگاه کنید....

به خیل دخترانی که در رفتار و ظاهرشان نشانی از متانت و وقار و حجب و حیا نیست.کجایند آن دختران معصوم و با وقار؟

کجاست آن غیرت و تعصب مردانه وقتی شوهری با همسرش در خیابان راه میرود و از نگاههای هوس آلود مردان دیگر به خاطر پوشش زننده ونامناسب همسرش  خم به ابرو نمیآورد؟

وقتی دکتر های ما حتی در یک میهمانی خانوادگی ساده آنقدر مست میشوند که هرزگی میکنند چه انتظاری از تحصیل نکرده هاست؟

 

نقاط درد کجاست؟ اندامی که به این بیماری گرفتار شده اند کدامها هستند؟

ذهن و فکر . محل و مرکز تصمیم گیریها.

و قلب، جایی که باورها را میپروراند.

 

چطور؟

وقتی معیار و ملاک ازدواجها سطحی و معامله گرانه میشود.وقتی طرفین هیچ شناختی از نیازهای خود و طرف مقابل ندارند و فقط میخواهند ازدواجی کرده باشند وقتی اهمیتی به عهد و پیمان های خود نمیدهند.....بنیان و قداست خانواده فرو میریزد..

وقتی پول به هر قیمت و محصول از هر راهی حرف اول را میزند.وقتی پولدارها منزلت اجتماعی دارند حالا با هر سطح فکر و اعمال و رفتاری..... حرام خوری رواج می یابد. وارد شدن پول حرام  به خانه همان و وارد شدن هزار و یک سیاهی و نکبت به زندگی همان.

وقتی ریاکاری جای اخلاص را میگیرد.وقتی دروغ در فرهنگ رفتاری و کلامی ما جا می افتد به این معنی است که شاه کلید گناهان در فرهنگ ما جا افتاده است.[1]

 

علت درد:

مهمترین علت فقر فرهنگی است.

فقر فرهنگی یعنی از خود باختگی، خود را به چشم جهان سومی دیدن، عدم اعتماد به نفس به خود و هویت ملی خود، غربزدگی، سطحی نگری، دنباله روی کور کورانه وخرافه گرایی

ریشه عمقی تر ؟

 کم ایمانی ، باور سطحی و شعاری و خرافه ای نسبت به دین ،عدم شناخت صحیح از آموزه های اسلامی( که نتیجه اش یا دین زدگی است یا تحجر ویا خرافه پرستی.)و مهمتر از همه غفلت از یاد شفابخش خدا.

وقتی دچار فقر فرهنگی باشیم  به راحتی طعمه هجمه های فرهنگ مبتذل غربی میشویم.

 

راه معالجه:

خداوند در قرآن میفرماید شیطان اعمال زشت انسان را در نظرش زیبا جلوه میدهد و بدینگونه او را میفریبد.

معصومین ما از این جهت معصوم از گناهند که یقین دارند گناه کردن عین نوشیدن سم است و با چشم بصیرت میبینند که گناهان چه به روز انسان می آورد.

راه معالجه ، آگاه شدن از واقعی بودن درد است.آگاهی از اینکه هر کدام از اعمالی که خداوند زشت میداند چه به روز روح انسان میآورد؛ حفره های تاریک و عفونی در هاله انرژیایی او ایجاد میکند، هجوم ارواح شریر و شیطانی و ویروسهای نامریی را به کالبد روحی او آسان  میکندو.... نور میرود و تاریکی بر انسان حاکم میشود.آنان که چشم برزخی یا چشم بصیرت دارند به راستی چنین تغییراتی را در هاله انسانها میبینند.

 افسردگی ، خوابهای پریشان و یأس و ناامیدی حداقل این عوارض است.آیا فکر میکنید این همه بیماری روحی و روانی فقط علت فیزیولوژیک دارند؟! آیا فکر میکنید وسوسه شیاطین به کارهای زشت و قبیح صرفا یک استعاره است؟ساده لوحی است ندیدن را دلیل بر نبودن بدانیم!

خداوند میفرماید مومنان کسانی هستند که به غیب و جهان آخرت ایمان دارند.ایمان به غیب و دنیای بعد از مرگ خیلی از مسایل را حل میکند.عموم ما به رغم ادعای ایمان به خدا به غیب ایمان نداریم که اگر داشتیم کارمان به اینجاها نمیکشید...... بگذریم....

 

برنامه پیشنهادی:

فرهنگ سازی با هدف ترویج آگاهی و افزایش بینش اسلامی اما نه بصورت شعاری و تحمیلی و مقطعی بلکه مستمر بخصوص از طریق آموزش و پرورش و صدا و سیما که فراگیرترین  رسانه ها هستند.نهضتی فرهنگی برای شناخت عمیق تر از حقایق علمی و منطقی اسلام . زنده کردن تفکر شیعی یعنی تفکر متعالی.

راستی هیچ میدانید چرا حد شرب و خمر  تازیانه است؟

 

 

 

 



[1] حضرت محمد(ص) دروغ را کلید گناهان  و حضرت عیسی(ع) شیطان را پدر دروغگویان نامیده اند.

+ نوشته شده در  86/06/19ساعت   توسط صفا  | 

یکی از دغدغه های رهبر فرزانه بخش فرهنگی است که مرتبا در دیدار مسئولین مربوطه بر اهمیت این موضوع تاکید میکنند.کما اینکه در هفته گذشته هم به نگاه ویژه بر این بخش تاکید داشتند.

ای کاش مسئولین نیز با درک این دغدغه و البته با نگاه کارشناسی عمیق( که این هم از دیگر توصیه های رهبری بود)به بخش فرهنگی بنگرند.

البته واضح و مبرهن است که روشهای غیر فرهنگی در کارزار فرهنگی نامتناسب و آب در هاون کوبیدن است.اگر آب در هاون ضرری ندارد ما از جانب برخوردهای مفتضحانه چه زخم ها که بر فرهنگ اسلامی مان وارد نکرده ایم.چه بسیار جوانانی که در سایه همین رفتارهای غیر اصولی و غیر اسلامی از ارزشهای  اسلامی دور مانده نسبت به آن دلزده شده و در دامان فرهنگ مبتذل غرب(و نه آن بخش مثبت ازفرهنگ غرب)افتادند.

امیدواریم که با  نگاه کارشناسی در بخش فرهنگ دیگر شاهد نباشیم که:

 کتاب هری پاتر  چند روزه مجوز چاپ بگیرد در حالیکه کتاب هوشنگ مرادی کرمانی چندین ماهه!

یا شاهد افول در کیفیت صنعت نشر نباشیم .یا نتوانیم کتابهای شیطان پرستی و موهن و خرافه پرشتی را از کتب مفید تشخیص دهیم !

یا باعث و بانی نزدیک به ورشکستگی ناشران نشویم !

یا به جای برنامه های جذاب اما مفید و فرهنگ ساز به دنبال دیش جمع کردن از پشت بومها نباشیم.که واقعا خیلی از آب در هاون کوبیدن پر هزینه تر است! 

یا به جای ارایه رحمانیت و عمق و فلسفه روح ربای اسلام به زور و اجبار لباسها را و روسری ها را و شلوارها را گشاد و بلند نکنیم که نهایتش تا رویت را بر میگردانی تنگ و کوتاه شده است!

یا با سانسور بدون منطق و قهری روزنامه ها گوشها را و چشم ها را به سمت رسانه های بیگانه نگردانیم!

 یا به جای برنامه ریزی و اجرای آن در امور مختلف جوانان شاهد تعداد روز افزون معتاد و نا امید و منفعل و آلوده به فحشا نباشیم.

........................

 

+ نوشته شده در  86/06/10ساعت   توسط صفا  | 

ما جزو قشمتی حساس و دشوار از تاریخ ایران و اسلام هستیم که آزمونهای دشواری پشت سر گذاشتیم و چه بسا آزمونهای دشوارتری که پیش رو داشته باشیم.

دفاع مقدس یکی از این آزمونها بود که انگشت شماری از اون ده تا پله یکی عبور کردند تعدادی هم با نمره قبولی گذر کردند - جدا از بعدش که بعضی شون خراب کردند و بعضی نکردند- تعدادی هم دفاع مقدس رو فقط به منزله مصیبت و رنج دیدند در حالیکه حکایتش حکایت بلا و ابتلا و مبتلا بود.بلا و ابتلا یکی از سنتهای خداوند و آزمونی الهی است .چون اینجا- زمین- آوردگاهی برای روح انسان مسافر است.

اما همه آزمونها مثل جنگ فقط محک شجاعت و نترسیدن و به قلب دشمن زدن نیست.محک تعقل و خرد و بصیرت است.خوارج زمان امیر(ع) و عقبه معاصرشون وهابیون تکفیری ترسو نبوده ونیستند اما تا دلت بخواهد احمق و ابله اند! 

در میان رجال ما هم آذمهایی به شذت نزدیک بین وجود دارد که همه این عالم رو فقط با دو رنگ سیاه و سفید میبینند و صد البته خودشون رو سفید و هرکسی رو که در چارچوب خط کشی شده آنان نگنجد سیاه میبینند.تز ناگفته شون اینه: " هرکه با ما نیست پس بر ماست"

گویا  فراموششان شده در دنیای نسبیت زندگی میکنند و از سفید تا سیاه یک عالمه طیف رنگی وجود دارد! همه که خیر مخض یا شر محض نیستند!

یکی از جفاهایی که در حق ملت و انقلاب و رهبری شده همین نگاه افراطی و نزدیک بین بوده . چون معیار نگاه و نگرش رهبری رو طرز نگرش خود میدانند و عنوان میکنند.

در چشم مردم که به امور بالایی حکومت راه ندارند خیلی از مسامحه کاری ها ندانم کاریها ریاکاری ها افراط گری ها بی خردی ها و به اسم دین نان دنیا خوردن ها و حیف و میل ثروت کشور به اسم نظام تمام شده.رفتار و گفتار خیلی از مسئولین(  "نان جناح ها" )برای مردم ایجاد سوال کرده و چون جواب روشنی هم در بین نبوده دشمن خارجی تا توانست از این وضعیت بل گرفت و با شایعه سازی و جوسازی به تخریب انقلاب و نظام همت گمات.ساده لوح زود باور هم کم نبود. 

رهبر فرزانه ما ثروت عظیم و شانس بزرگ مملکت است.اگر برای برخی نسل جوان عشق به رهبری قابل لمس نیست اگر برخی از جوونها به شوخی اما با ته مایه جدی از آمدن آمریکا به ایران خشنود میشن اگه مغز های ما فرار میکنند و دل و دماغ ماندن و مبارزه با مشکلات رو ندارن من بیشتر از دشمن خارجی از چشم مهره های بی لیاقت و بی ظرفیت و بی خرد داخلی میبینم.

بی لیاقت برای اینکه نه راه رو بلدند نه از راه بلدش میپرسند و با ندانم کاریهاشون فرصتها و سرمایه های این مملکت رو که صاحبش آقا امام زمان است به هدر میدهند. 

بی ظرفیت برای اینکه به وسوسه فدرت و زر و زور دنیا اسیر شدند و حق رو ناحق میکنند.

خدا نکند در روز پاسخگویی فریاد واحسرتا یمان بلند شود.

+ نوشته شده در  86/06/01ساعت   توسط صفا  |