این موضوع جدید نیست و از قدیم این صحبت بوده اما چون در آستانه کنگره بزرگداشت هشتصدمین سال مولوی هستیم دلم میخواد اینو بگم:
يكي از مراجع عاليقدر چندي پيش گفته بود كه مولوي مثل بايزيد بسطامي و عطار از فرقه هاي صوفي گري بوده و دشمن اهل بيت است.
و به اين ترتيب ايشان تكليف اين عرفا را يكسره كردند!
اين سخن از سوي برخي ديگر از روحانيون با واكنش همراه بود مبني بر اينكه اشعار مولوي بر سيره اهل بيت است.
نميدانم اين مرجع بزرگوار بر چه اساسي و با چه معيار و ديدگاهي مولوي را دشمن اهل بيت ميدانند اما يك نكته برايم روشن است:
كسي كه در 20 سال گذشته بعد از هشتصد سال اشعارش در دنيا بويژه غرب جزو پرفروشترين كتابها بوده است بلاشك از حق نشاني دارد كه اينگونه ماندگار مانده است.
سرتاسر اشعار مولوي فرياد از عشق الهي است.مولوي عاشقانه ميسرود و اين سرودن از اعماق روحش برميآمد. عشق الهي را حريمي است كه تا محرم نباشي راهي بدان نداري. و اي كاش كه سرسوزني از اين عشق را دريابيم تا به سماع درآييم.
مولوي اگر سماع ميكرد رقص روح اش بود نه مانند مراسم سماع امروزي كه خيلي وقتها بيشتر به بالماسكه ميمياند تا سماع.
مولوي قبل از ديدار با شمس چندين هزار نفر پاي منبري داشت و حكيم شهر خود بود اما از عشق نشاني نداشت. تا آنكه آن اتفاق افتاد و جانش به عشق جان گرفت.و حالا صدها ميليون نفر مستمع دارد.
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند
مولوي عاشق بود.عاشق به عشقي كه همه شفا و سعادت است و به معشوقي كه عاشقانه و هميشه، منتظر نگاه عاشقانه اين عاشق كوچك بوده است و هست.
خدايا ما راعاشق خودت كن.اجازه بده دلمان برايت تنگ شود.بگذار وقتي صدايت ميزنيم خودت را بخواهيم و آرزويمان تو باشي. چه عظمتي دارد و چه شور انگيز است نرد عشق باختن با تو.... ای خداي من.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ إِنَّ إِلْيَاس لَمِنَ الْمُرْسلِينَ(123) ... وَ تَرَكْنَا عَلَيْهِ فى الاَخِرِينَ(129) سلَمٌ عَلى إِلْ يَاسِينَ(130)... إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ(132)
همانا الیاس نیز از پیغمبران ما بود. ... و نام نیکی از او(الیاس)در امتهای بعدی به جا گذاشتیم. ...سلام بر الیاس(و بر اولاد یاسین) ...
همانا او از بندگان با ایمان ما بود.[1]...
امروز اما در ماه خدا و به اسم خدا و در ظاهر برای خدا، در طول 30 شب پیاپی و از رسانه کشوری که داعیه دار اسلام و پرچم دار شیعه است،از شبکه سراسری و در پربیننده ترین ساعات، در تضادی آشکار با نص صریح قرآن، با سوءاستفاده مشکوک و شبهه دار از نام یکی از پیامبران بزرگ و بهره گیری از تاکتیک تداعی معانی (از تاکتیکهای جنگ روانی) حضرت الیاس(ع)، یکی از بزرگترین فرستادگان خداوند را شیطان می خوانند، دروغگو و ساحرش مینمایند و با بهره گیری از تمام حقه های سینمایی و نوشتاری و به اسم کارشناسی مذهبی، حسی ماندگار و عمیق از تنفر،ترس، بی اعتمادی و بی ایمانی در جامعه می پراکنند و مردمان را به« اغما» میبرند؛ امروز الیاس و فردا یونس، موسی، عیسی، محمد، علی، مهدی و...
این حرکت تاریک و مشکوک در رسانه ملی، ما را بر آن داشت تا توجه ریاست این سازمان را به فاجعه ای که در حال رخ دادن است جلب کنیم، ان شاء الله که در مجال باقی مانده چاره ای اندیشیده شود و اقدامی موثر صورت پذیرد.
جناب آقای ضرغامی، ریاست محترم سازمان صدا و سیما
سلام عليكم
رمضان ماه خداست و حاشا به این ترویج ماهرانه شیطان پرستی مدرن و تلاش بی امان و شبانه روزی برای تضعیف امید مردم به خدا و ایمانشان به غیب در ماه نزول قرآن! شما را چه شده است که نه خود توجهی به آنچه در سازمان تحت نظارتتان می گذرد دارید و نه وقعی به موج گسترده اعتراضات و هشدارهای به حق اقشار گوناگون - از روحانیون بلند پایه و مدرسین حوزه علمیه و نمایندگان مجلس تا دانشجو و هنرمند و روانشناس- برای قطع برنامه های کذایی و منحرفانه در حال پخش می نهید؟ روزهاست که صدها خبرگزاری و روزنامه و وبلاگ، ده ها کارشناس مذهبی و نماینده مجلس و مدرس حوزه و روانشناس فریاد می زنند و شما یا نمی شنوید یا ...! تنها در نگاهی کوتاه به موج تیرهای زهرآگینی که این برنامه به روان و باور مردم زده است عمق فاجعه نمایان می شود؛ ایجاد جذابیت بسیار بالای بصری و قدرتمند نشان دادن شیطان، ایجاد جو بی اعتمادی شدید نسبت به آنچه در جامعه، بسیجی و حزب اللهی و معتقد می خوانند، متزلزل کردن ایمان مردم و ایجاد تردید در باورهای دینی، زیر سوال بردن و ایجاد تردید نسبت به کرامات و در نتیجه بزرگان صاحب کرامت، تضعیف باور به غیب و ایمان به نیروهای غیبی، ترویج خرافه گرایی و موهوم پرستی، عدم طرح و رد موضوع راهنمایان و هدایت تکوینی و تشریعی بخشی از این عملیات تخریب است. ترویج همجنس گرایی با نمایش صحنه های غیراخلاقی، تحریف عقاید و اصول محکم شیعه و بدعت در دین، نبود پیام و راهبرد به سمت تعالی و احیا معنویت، ارائه تصویر غلط از شیطان و روشها و توانمندیهای آن، سياه انگاری و شيوع نوعی بدبينی نسبت به آدمهای متدين، استفاده هدفدار از تاکتیکهای جنگ روانی همچون تداعی معانی، ترور شخصیت، مطلق انگاری،پیام رسانی زیر آستانه خودآگاهی و ... گوشه ای دیگر از این مسائل است. توهین به جامعه پزشکی و پرستاری، بدآموزی و خشونت و ایجاد دلهره در کودکان و نوجوانان، پایین بودن کیفیت کار و عدم وجود متن و محتوای قوی با وجود حساسیت بسیار بالای موضوع، عدم تدبیر و پیامد سنجی و مخاطب سنجی و صدها مورد دیگر که مجالش را در این فرصت کوتاه نداریم اما هر نگاه آگاه و تیزبینی به سادگی می تواند این فهرست را چند برابر کند.
جناب آقای ضرغامی
در شبهایی مبارک، مردم روزه دار هر شب شاهد پخش سریالی هستند که به گفته کارشناسان دینی، روانشناسان و متخصصان و هنرمندان متعهد همین آب و خاک آثار مخرب و لطمات شدید و غیرقابل جبرانی بر جامعه می گذارد، حال چه آگاهانه و به عمد، چه نا آگاهانه و از سر جهل. انتقادات کارشناسان تا جایی پیش می رود که یکی از مدرسین دانشگاه و كارشناسان علوم قرآنی معتقد است از زاویه ای میتوان گفت كه انگار خود شيطان توصيه به ساخت چنين اثری كرده است.[2] و روحانی بلند پایه ای همچون آیت الله مهدوی کنی، ریاست دانشگاه امام صادق(ع) به مردم توصیه می کند از دیدن این برنامه به دلیل ضررها و آثار سوء فراوان خودداری کنند.
اینکه با چه هدفی این سریال و برنامه های مشابه ساخته و با چه مجوزی پخش می شوند سوالی است که پاسخش را تنها از شما می توان گرفت اما سوالات بسیار دیگری نیز در مورد محتوای ضد دینی این برنامه وجود دارد که ذهن عام و خاص را مشغول داشته. اگر سری به رسانه های مختلف و جمع مخاطبان این برنامه بزنید می شنوید که می پرسند در کجای شیعه و اسلام و حتی سایر ادیان، شیطان اینگونه معرفی شده است؟ این همه تناقض با قرآن از کجا ناشی می شود؟ ایجاد این همه شبهه و تردید که دیگر امکان تشخیص حق و باطل را از بیننده عام سلب می کند چیست؟ از مخاطبان آگاه همین برنامه شنیدیم که داستان، شالوده ای از شک و تردید را به مخاطب القا میکند آنقدر که نمی توان خوب و بد را از هم شناخت و دیدیم که پنجمین پروتکل صهیونیستها همین هدف را دنبال می کند.[3] از خود پرسیدیم فردا روز اگر آقایمان حضرت بقیه الله الاعظم- ارواحناله الفدا- در قالبی جذاب و در صورتی جوان و با معجزات و آیات الهی و نیروهای خارق العاده و فرا بشری – که این البته الگویی شناخته شده در ظهور راهنمایان و پیامبران پیشین بوده است و حدسی دور از ذهن نیست- ظهور کند چه کسی پاسخگوی تردید ها و شکها و خدای ناکرده انکار مردم خواهد بود؟ در این برنامه که به ادعای سازندگان آن به امور ماورایی و غیب می پردازد، جایگاه خداوند کجاست؟ کجاست خدای رحمان و رحیم که لحظه ای از حفظ و هدایت بندگان و مخلوقاتش بازنمی ماند؟ کجاست خدای توبه پذیر و نجات دهنده که برترین برگزیدگانش را برای هدایت و نجات می فرستد؟ اگر با این درجه بالا از توجه و ایجاد جذابیت به معرفی شیطان پرداخته شده چرا در طول بیش از بیست قسمت حتی زحمت طرح و معرفی نیرویی که به هدایت و نجات می پردازد داده نشده تا اندکی از آثار مخرب ترویج و تبلیغ شیطان کاسته شود و البته روشن است که حتی اگر نیت سازندگان هم خیر بوده و در آخرین قسمتها چنین چیزی ارائه شود دیگر اثری نخواهد گذاشت و ضربه های وارد شده را جبران نخواهد کرد. چرا برنامه ای که در قالبی جذاب ادعای طرح عقاید دینی را دارد باید به گونه ای ساخته شود که روانشناسان و انجمنهای حمایت از کودکان اعلام کنند این برنامه برای کودک و نوجوان مناسب نیست؟چرا فرهنگ سازی دینی برای نسل آینده با انحراف و بدعت همراه می شود؟ چرا و با کدام هدف خدا و شیطان این گونه واژگون به تصویر کشیده می شود؟
جناب آقای ضرغامی، ریاست محترم سازمان صدا و سیما
ما از شما میپرسیم و شما از تهیه کنندگان و سفارش دهندگان این مجموعه موهوم بپرسید کدام یک از بزرگان دینی و مذهبی ما برای جلوگیری از حرکت خزنده شیطان این گونه عمل کردند و به تبلیغ شیطان پرداختند و نه خدا؟ کدامیک از مراجع ما توصیه کرده اند که بر عملکرد شیطان و روشهایش تمرکز کنید و روز و شب به آن فکر کنید و نه خدا؟ این سیره امیرالمومنین است یا امام صادق (ع) که این گونه به معرفی و تبلیغ شیطان پرداخته شود؟کجاست معنای جاءالحق و ذهق الباطل؟چه کسی به این تفسیر رسیده است که در قرآن بیشتر تاکید بر یاد شیطان است نه ذکر الله؟ هیچ از خود پرسیده اید این ناتوی فرهنگی که تنها از کمپانی های شیطانی هالیوود انتظارش می رود چگونه و از کجا و با کدام اغراض پلید سر از رسانه ملی درآورده است؟به کدام دلیل و از طرف کدام عوامل پنهان و برای تخریب و ویرانی کجا این حمله شیطانی از طریق کانال خودی به جامعه وارد آمده است؟ ما از خود پرسیدیم و از نشانه های بسیار و مستندات فراوان به جوابهایی رسیدیم که باورشان برایمان سخت و گران آمد و مصلحت اندیشی امکان و اجازه افشای عوامل مشکوک و مغرض پشت این ماجرا را فعلاً و تا زمان مناسب، از ما سلب کرد اما شما به عنوان مسئول ترین فرد در این حوزه و منتسب به عالی ترین مقام مملکت، پاسخگوی این سوالات هستید و اگر نه به ما و نه به مردم، اما به مقام معظمی که شما را منصوب کرد و ذهن و روان این مردم را به شما سپرد و بالاتر از آن در پیشگاه خداوند و فرستادگان و اولیاء بر حق او مورد سوال واقع خواهید شد.
برادر عزیز، ضرغامی بزرگوار
ما به تعهد و اعتقادات محکم دینی و اعتماد رهبری به شما کوچکترین تردیدی نداشته و نداریم اما توان و تحمل دیدن تیرهای زهرآگین که زخمها و جراحات مهلکی به دل و دین این مردم می زنند در ما نیست. نمی توانیم بنشینیم و شاهد باشیم عده ای مغرض و منافق با اعمال جاهلانه یا عامدانه نه چون کوفیان، که همچون یزیدیان، خون حسین(ع) را پایمال می کنند، تیشه به ریشه درخت تشیع می زنند و دل قائم آل محمد را به درد می آورند. ما بر طبق وظیفه شرعی و مسئولیت اجتماعی و بر اساس اصل امر به معروف و نهی از منکر به شما می گوییم که در پیشگاه خداوند و در برابر امام زمان (عج)، در برابر تمامی نجات دهندگان و راهنمایان حق و حقیقت، و در مقابل جامعه امروز و آیندگان، مسئول و پاسخگو هستید.برادرانه و دردمندانه از شما می خواهیم تا زمان بیش از این نگذشته و ضربه هایی کاری تر بر پیکره عقاید اسلامی و این نظام مقدس وارد و این برنامه تبدیل به نقطه سیاهی در پرونده خدمات صادقانه شما نشده است، هر چه سریعتر هر طور که صلاح می دانید ادامه این برنامه را قطع کرده و با تلاشی مضاعف به جبران ویرانی های ایجاد شده بپردازید و با تدبیر هوشمندانه و مدیریت جسورانه خود دست عوامل دشمن را از رسانه ملی برای همیشه کوتاه کنید که ادفع بالتی هی احسن.
الَّذِينَ آمَنُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاء الشَّيْطَانِ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا؛ كسانى كه ايمان آوردهاند در راه خدا كارزار مىكنند و كسانى كه كافر شدهاند در راه طاغوت مىجنگند پس با ياران شيطان بجنگيد كه نيرنگ شيطان [در نهايت] ضعيف است.[4]
و من الله التوفیق
جمعی از محققین و مولفین علوم دینی و اعضاء هیئات مذهبی تهران
به نمایندگی از طرف جمعی از امت حزب الله
رونوشت:
1- به دفتر مقام معظم رهبری
2- دفاتر ساير مراجع عظام
در حالت طبیعی بدن انسان سپر دفاعی محکمی دارد.هاله دور بدن مانند حفاظ هم عمل میکند.مثل پوست که اگه سالم باشه راه ورود میکروبها را به بدن میبندد.اما زخمی که روی پوست ایجاد میشه این سپر دفاعی را ضربه پذیر و راه ورود میکروب به داخل بدن را هموار میکند.
مثالی میزنم : اگر کنار خانه خرابه باشد و در آن خرابه پر از آشغال و کثافت که روی هم تلمبار شده، خانه های اطراف خرابه با مزاحمت موش و سوسک و حیوانات موذی دیگر در عذاب میشوند.
مثال دیگری میزنم: باز موندن در خانه یا پنجره در تاریکی شب و در حالی که بیرون از خانه دزدها منتظر فرصتند تا به خانه ای وارد بشوند و اموال خانه را غارت کنند، بی احتیاطی بزرگیه.
بعضی گناهان مثل باز کردن درز در میمونه و بعضی دیگر که عمدتا گناهان کبیره هستند مثل باز گذاشتن کامل در و چراغ سبز نشون دادن به دزدهاست.
بد دهنی ، تهمت زدن و غیبت کردن و حسادت و از این قبیل.... مثل باز گذاشتن درز خونه است. اما کارهایی از جنس خیانت مثل خیانت در امانت وخیانت در عهد و پیمان مثل چراغ سبزی است به دزدان قافله که هجوم میآورند و با در بسته روبرو نمیشن.
همانطور که اگه به زخم پوست نرسی، عفونت میکنه و عفونت و چرکش ممکنه در خون پخش بشه، اگه به عفونتهای روحی بی تفاوت باشی و متوجه شون نباشی، میتونه بیشتر و بدتر تو رو درگیر کنه. تا جایی که در بعضی افراد این ارواح شرور همه قلعه رو به تسخیر خودشون در میآرن.اونوقت این افراد رو میبینی که از بدی، شرارت و جنایت لذت میبرند.دیگران را آزار میدهند و از آزار شدن و رنج کشیدن آنها لذت میبرند و کیف میکنند.قاتلان بالفطره ، کسانی که به طرز فجیعی افراد را به قتل میرسانند و قاتلان قتلهای زنجیره ای از نمونه های بارز هجوم ارواح خبیث و تسلط آنها بر بدنشان هستند.
دروغ ،ریا، غرور و خودپرستی از این جهت بسیار مذموم است چونکه مادر و مولد کارهای زشت دیگر است و سپر دفاعی بدن را به شدت تضعیف میکند.
نکته مهم: به رسم امانتداری؛ منبع این مطالب و فهم من از کلیات آن، قبل از اینکه به تحقیق و مطالعه مربوط باشد، مدیون لطف یک عزیز است که اگر راضی باشه شاید روزی اسمش رو بگم.