تبليغاتX
فیلترنشده - لك لكِ لنگ !
"بشارت ده خردمندان را که سخن را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند"

 

آيا كسي با من هم عقيده است كه وضعيت كنوني فرهنگ كشور مثل يك لك لكِ لنگ ميماند؟!

آيا اين عرصه فرهنگي، مشخصات فرهنگي يك كشور مسلمان و پيشرفته است؟

آيا در حال حاضر چشم اندازي از تحقق سند چشم انداز در عرصه فرهنگي مي بينيد؟

آيا با وجود تاكيدات مكرر رهبر معظم در مورد آزاد انديشي چه در دانشگاه ها بصورت مناظره و چه در حوزه هاي علميه بصورت كرسي هاي آزاد انديشي ، شما چنين چيزي ميبينيد؟

اما در همه اين سالها چرا فلش برنامه هاي  فرهنگي  به سوي تحول و جهش نبوده است؟ چرا هنوز زيرساختهاي فرهنگي  كه خودش زير ساخت عرصه هاي ديگر است، طرح ريزي يا اجرايي نشده است با وجود آنكه رأس هرم حكومت بر آن پافشاري دارد؟

اينكه تا به علم و فناوري نرسيم، راه به جايي نميبريم و نميتوانيم جلوي زورگويي ها بايستيم، هر آگاهي اين را ميداند.

اما براي طرح ها وايده هاي نو  و جسارت اجرا كردن بايد آزاد انديش بود.

اگر آزاد انديشي دچار ممنوعيت و محدوديت بشود، خرد مندي، تفكرپويا، نوآوري و تحول نه فقط ازفرهنگ كه از همه عرصه هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي رخت ميبندد.

پيامد آن بطور عام عقب ماندگي جامعه است و در حالت فردي و گروهي به افرادي مبدل ميشويم كه يا متحجر و متعصب اند يا بي تفاوت يا عصيانگر و سركش.

آزاد انديشي و آزاد نويسي مرواريدي است كه صدفش گم و گور نشده اما دزديده شده يا شايد بشود گفت پنهانش كرده اند.

 

اما چه كساني نميگذارند آزادي انديشه در فرهنگ مكتوب و شفاهي اين كشور پا بگيرد؟

 

كساني كه بايد نام القاعده فرهنگي روي آنها گذاشت.

كساني كه در عرصه فرهنگي و رسانه اي اقدام به  ترور فرهنگي ميكنند. كساني كه اجازه عرض اندام به هيچ انديشه و سخن تازه اي  نميدهند.كساني كه با ايجاد رسانه هايي مثل خبرگزاري، روزنامه ، وبلاگ و ديگر محصولات فرهنگي يك مافياي رسانه اي تشكيل داده اند وبا تخريب و ترور شخصيت، هر كسي را كه به مذاقشان خوش نيايد از پا در ميآورند يا لااقل با چنين نيتي به سويش نشانه ميروند.

اين طالبان فرهنگي از آنجا كه در لايه هاي قدرت نفوذ و گسترش پيدا كرده اند، براي خود حاشيه امنيتي درست كرده اند و در امنيت حاصله به همه هتاكي ميكنند. حتي خودي ها! از رئيس قوه قضاييه تا رئيس جمهور سابق، از يار ديرينه انقلاب، هاشمي كه هرچه باشد، خائن به ملت و مملكت نيست  تا اصولگراي روشنفكري مانند قاليباف يا كهنه سرباز پاسداري مانند محسن رضايي .

و ديگراني كه ميتواند حرف و ايده شان كمكي به بهبود فرهنگي كشور باشد و خيلي از جوانها را كه رميده بودند به ميدان عمل بياورد.

اما هر كسي كه بخواهد باعث تغييري بشود بدون اينكه مهلت بدهند و بررسي كنند كه ببينند منجر به تغيير مثبت است يا تغيير منفي،او را با هجمه اي از اتهامات بي اساس و جنگ رواني  تخطئه ميكنند زيرا آنها كاري به نوع تغيير ندارند چون اصلا خواهان تغيير نيستند. تغيير يعني به هم ريختن وضعيت آنها.

و جالب است كه ادعاي وطن پرستي و اقتدا به رهبري شان گوش فلك را پر كرده. اما فقط در حرف چنين است  و در عمل راهِ بيراه خود را ميروند.

القاعده فرهنگي خودش داراي انشعاباتي است. افق ديدشان يكسان نيست چون قدرت طلبي افق ديدشان را معلوم ميكند. گاهي وقتي خطهايشان در هم ميرود و براي هم خط و نشان هم ميكشند. اما سلوك و منش همه آنها طالبان گونه است : متحجر، گچ مغز، عاري از شعور، قدرت طلب، انحصار گر، سركوبگر .....

كمترين پيامد وجود اين القاعده، ركود و پس رفت فرهنگي جامعه بوده است. از آن مهمتر نگاه بدبين مردم  دنيا به حاكميت اسلامي و نظام جمهوري اسلامي.زيرا مشخصه مشهور اين القاعده فرهنگي، استفاده ابزاري از دين و نظام است. نه امام راحل و نه رهبر معظم انقلاب موافق اين تحجر انديشي ها نبودند اما القاعده فرهنگي براي رسيدن بي مانع به مقاصد خود از نام آنان هزينه كرده و ميكند.

خيلي ها بطور غير رسمي ميدانند كه اين عزيزان دل پرخوني از متحجرين و عقبه گچ مغزشان دارند. ولي متاسفانه دشمنان بيروني تا كنون مجال خانه تكاني دروني را نداده است.

 

اما يك چيز مسلم است.

تا مادامي كه القاعده فرهنگي وجود دارد وضعيت فرهنگي و پيشرفت فكري كشور بهتر از اين نمي شود.

وقتي هم وضعيت فرهنگي كشور بهتر از اين نشود، نه تنها در چشم انداز آینده کشور افق ره به ترقی را نمیشود دید بلکه ممكن است در جايي سرريز كند. و اين احتمال كم نيست.

 

+ نوشته شده در  86/10/10ساعت   توسط صفا  |